stresex :::: زیبا ترین داستانهای سکسی از زبان شما ::::

AZ SHOMA DOSTAN GERAMI TAGHAZA MISHAVAD AGAR DASTANE JAZABI DARID BE EMAIL MAN IRAN_AZAD_M@YAHOO.COM BEFERESTID TA DAR INJA BA ESME KHODETAN BE NAMAYESH BEGZARIM ::::: dar nahayat az dooste azizam Mehrzad_p2000 nahayat tashakoor roo daram :::::

Saturday, August 19, 2006

ماجراي آمپول زدن زن دايي - 1
سلام مي خواهم اولين داستان سكسي خودم را كه با زنداييم اتفاق افتاد براي شما بنويسم. راستش من 3 تا دايي دارم . دايي كوچكترم ازمن 2 سال كوچكتر است و ما با هم خيلي خوب هستيم. دايي وسطي من تازه عروسي كرده بود و چون از خود خونه اي نداشتند خونه پدرش زندگي ميكرد. يعني خونه پدربزرگ من و دايي كوچك تر من هم كه حالا زود بود زن بگيره با باباش زندگي مي كرد. همون روزهاي اول كه زن دايي من به خونه شوهرش اومد من(اميد) ودايي کوچكم(علي) خيلي از اون زن خوشمون اومده بود. نمي دونستم داييم چجوري اين زن به اين خوشكلي را به دست اورده و اين زن خوشكل اومده و با دايي من عروسي كرده اخه خيلي از داييم سر بود. يكم درباره زن دايي(الهام)بگم. الهام يه زن قد بلند و خوش هيكل بود. قدش 175 و وزنش هم 70 كيلوبود يعني قد و وزنش تناسب خوبي با هم داشت. صورت سفيد و تپلي داشت با لبهاي غنچه اي و سرخ رنگ مثل انار و ابروهاي مشكي كشيده و چشمان درشت سياه رنگ . هميشه توي خونه روسري به سر داشت و پيراهن و يك دامن بلند مي پوشيد و هرگز لباسهاي خيلي تنگ تنش نميكرد. با اين حال خيلي اندامش سكسي بود طوري كه من وعلي هميشه يواشكي سينه هاش رو كه ميخواستند از پيرهنش بزنند بيرون و مثل 2 تا هلوي بزرگ بود ديد ميزديم. مي شد از روي لباس نوك پستوناش را حس كرد. 2 تا سينه گرد كه هميشه توي لباساش خود نمايي ميكرد. اما بد تر از همه يه كوني داشت كه نگو. با اين كه دامن مي پوشيد و دامنهاي زياد تنگ پاش نمي كرد هميشه كونش مي خواست دامنشو پاره كنه و بزنه بيرون. واي وقتي راه ميرفت و پشتش به ما بود واقعا كيرم بلند مي شد. هنگام راه رفتن لمبرهاي كونش مثل ژله تكون ميخورد و توي دامنش اين ور و اون ورميشدند. كونش باسن هاي بزرگ وپهني داشت در عين حال گرد و قلمبه بود. عجب رون هايي داشت وقتي دامنش به پاهاش ميچسبيد ميشد اندازه دور رونهاشو حدس زد. خلاصه من و علي هميشه تو كف زن دايي بوديم و حسرت چنين هيكلي رو ميخورديم. وقتي خونه خالي ميشد ميرفتيم سر كمد لباسهاش و شرت و سوتين هاش رو تماشا ميكرديم. از حموم كه بيرون ميومد به يه بهونه اي ميرفتيم تو حموم و سوتينش رو بو مي كرديم . چه بوي خوبي داشت واقعا ديوونه ميشديم وقتي اون 2 تا سينه هاي گرد رو توش تصور ميكرديم. اما يه جاي خوشحالي براي ما مونده بود گفتيم هر وقت اقا دايي كرد تو كس زن دايي و 9 ماه بعد بچه دار شد هنگام شير دادن بچه بالاخره ميشه سينه هاش رو ديد زد. اما روزهاي خوش ما زياد طول نكشيد و چند ماه بعد داييم توي يه شهرستان ديگه كار پيدا كرد و اونا مجبور شدند از اون جا اساس كشي كنند و به يه مكان ديگه برند و ديگه دوران ما به سر مي رسيد. خلاصه توي تابستون بود كه اساس كشي كردند و بعد از اساس كشي ما به شهر خودمون برگشتيم و حسابي حالمون گرفته شد. توي همون روزها بود كه يكي از دوستام كه خيلي بچه مثبت بود از من خواست تا با هم بريم كلاس هاي حلال احمر و كمك هاي اوليه رو ياد بگريم. من كه حسابي اعصابم خورد بود گفتم برو بابا تو هم حال داري پس كي از اين كارات خسته مي شي. بالاخره با اصرار اون و براي اينكه يه جورايي زودتر روز را شب كنم قبول كردم. اتفاقا توي همون كلاسها بود كه توي مسايل پزشكي امپول زدن را هم ياد گرفتم. راستي يادم رفت بگم زن داييم خيلي زودتر از اين وقت ها حامله شده بود و يه بچه گيرش اومده بود. 3- 4 ماهي هم از تولد بچش گذشته بود و من فقط براي تولد پسرشون اونجا رفتم و يه چند روزي زن دايي را برانداز كردم. يه روز كه اومدم خونه ديدم علي تازه از شهرستان از خونه برادرش برگشته وخونه ما منتظر من ايستاده بود وقتي رفتم خونه به من گفت زود باش ميخواهم يه چيزي برات تعريف كنم تا حسابي حال كني. ما رفتيم خونه اونا كه خالي بود . گفتم زود باش بگو ببينم چي شده كه اينقدر عجله واسه گفتنش داري. علي گفت من تونستم الهام رو لخت لخت ببينم. (از اين جا به بعد را به صورت گفتاري مينويسم)اميد: برو گمشو. مارو گرفتي. مسخرهعلي: به خدا راست ميگماميد: اخه چه جوري . حتي بدون شرت و سوتين ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!علي: اره. عجب كون و كس و پستوني داشت. واااااااااااي. اميد: زود باش بگو منم بدونم. تو چطوري اونا ديديعلي گفت: مي دوني كه ديوار دستشويي و حمام اونا به هم چسبيدهاميد: خوب اره. چطور مگهعلي: هيچي اون روز الهام با مامانم ميخواستند برند حموم و با هم بچه رو بشورند. حامد هم(حامد همون دايي منه) سر كار بود. منم همون موقع تو دستشويي بودم كه صداي الهام از اون ور ديوار مي يومد. به طور اتفاقي نگاهم به لوله اي افتاد كه به طرف حموم رفته بود. يه دفعه متوجه شدم كه اطراف لوله بازه و با پنبه اطرافش رو پوشندند. بلا فاصله اونارو در اوردم. تو سوراخ كه نگاه كردم. الهام جلوي چشمام بود. با يه شورت و سوتين . كه ديدم سوتينش را هم داره در مياره. من بلافاصله پريدم تو حرفاش و گفتم زود باش بگو ديگه چي ديدي. گفت دارم ميگم ديگه. سوتينش رو در اورد اما پشتسش به من بود. من داشتم كونش را ديد مي زدم يه شورت سفيد تنگ پاش بود و كونش حسابي زده بود بيرون. در حال ديدن كونش بودم كه يه دفعه برگشت و من سينه هاش رو ديدم. عجب چيزي بود. خلاصه من داشتم الهام رو ديد ميزدم. از يه طرفي هم دستم به كيرم بود و داشتم جغ ميزدم. وقتي رفت زير دوش شورتش خيس خيس شد و انگار كونش 2 برابر بزرگ شده باشه. تا اينكه كار شستن بچه تموم شد و مامانم بچه رو برد بيرون تا لباساشو تنش كنه. الهام كه تنها شد يه دفعه شورتش رو كشيد بيرون و كونش زد بيرون من هنوز كسش رو نديديه بوده چون تو ديدم نبود. در حال ديدن لمبرهاي كونش بودم كه دستش رو ميمالوند لاي كون و روناش و خودشو مي شست. يكم جابه جا شد و يكدفعه كسش رو ديدم. عجب چيزي بود و. . . الي اخر توصيف هاي علي ازهيكل زن دايي الهام ادامه داشت تا اينكه الهام لباساشو پوشيد و از حموم اومد بيرون. علي هم تو با ديدن اون صحنه ها 3 بار خودش رو تو دستشويي خراب كرده بود. منم كه با توصيف هاي علي حسابي خودم رو خيس كرده بودم. اما هنوز به قسمت سكس خودم با زن داييم كه يه بكن بكن حسابي نرسيدم ومي خواهم اصل ماجرا رو تعريف كنم. اگه كسي خواست ميتونه ازم بخواهد تا تو صيف هاي علي از الهام رو براشون بنويسم تا اونا هم خودشونو خيس كنند اخه توصيف هاي علي مفصله ومن همش رو نگفتم. فقط اينو بگم كه الهام اون روز موهاي كسش رو هم با تيغ زده و علي بيچاره فقط در حال تماشا بوده . حالا ليف زدن زن دايي وبقيش بمونه برا اونايي كه توصيف هاي علي را درخواست مي كنند. بريم سر اصل ماجرا. اون روزمن تصميم گرفتم به يه بهونه اي برم خونه زن دايي تا اگه شانس با من يار بود و الهام جون رفت حموم من هم يه ديدي بزنم. اما باورتون نمي شه از شانس بد من اينقدر كار سرمن هوار شد كه من نتونستم برم اونجا. يك سالي از اين موضع گذشت تا اينكه داييم كارش را اونجا از دست داد(شركتشون برشكست كرد)و داييم حامد تصميم گرفت برگرده همين جا و سر كار قبليش بره. من وعلي از اين كه الهام برمي گرده اينجا تو كونمون عروسي بود ومن يك سال بود كه الهام رو نديده بودم. بعد از يكسال زندايي رو ميديدم تو اين يك سال اب و هواي اونجا حسابي بهش ساخته بود و كلي هيكلش سكسي تر شده بود كونش و پستوناش هم بزرگ تر. با فروش اون خونه وپولي كه پس انداز كرده بودند يه خونه جداگانه واسه خودشون خريدند. و ديگه داييم پيش پدرش زندگي نمي كرد. اما از يه لحاظ بد بود اونم اينكه ما ديگه نمي تونستيم سر لباس هاي الهام بريم. اما به هر حال خوش حال بوديم كه الهام برگشته تا اينكه 2 ماه گذشت وبه خاطر عروسي دختر خاله الهام –دايي و زن دايي بايد براي عروسه يه 3 شبي ميرفتند يه شهرستان ديگه. فرداش داييم كليد خونشون را به ما داد تا شب ها براي احتياط اون جا بخوابم. من هم علي را خبر كردم وشب رفتيم خونشون. مي خواستيم خونه را زيرو رو كنيم و البوم عكس و فيلم مجلس زنونه عروسي اونا رو پيدا كنيم وتما شا كنيم. اما پيداشون نكرديم و رفتيم سراغ شورت و سوتين هاي زن دايي الهام. تو يكي از كمد ها يه كتاب پيدا كردم وقتي برش داشتم يه عكس از داخل كتاب افتاد . اخ جون عجب عكسي پيدا كردم . بلا فاصله علي را هم صدا زدم. با ديدن عكس كير هر 2 تامون حساي بلند شد. تا حالا زن دايي رو اين طور نديده بودم تو اون عكس زن داييم يه لباس چسبون خيلي تنگ پوشيده بود به طوري كه بالاي سينه هاش وچاك سينش تو عكس پيدا بود و لباسش تا بالاي ناف شكمش بود و شكم و نافش هم تو عكس پيدا بود. با يه دامن خيلي تنگ و چسبون كه دامنش يه چاك داشت كه چاك دامنش يكمي تا بالاي زانوش ميرسيد. يه پاهاش تو دامن بود ويكي از پاهاش رو از چاك دامن انداخته بود بيرون عجب پاي سفيد و گوشتيي داشت يه تيكه از رونهاي الهام جلوي چشام بود از همه بهتر قستي از بالاي زانوش بود كه تو عكس پيدا بود منظورم قسمتي از رون پاش بود كه از اون ناحيه به بالا خيلي پاهاش برجسته تر و كلفت تر ميشد با اون كون پهن و بزرگش كه تو اون لباس تنگ زده بود بيرون بدتر از همه داييم كه از پشت چسبيده بود بهش و يه دستاش رو انداخته بود روي يكي از پستوناي زنش و لبخند خوشكل زندايي با اون لباش تو عكس. به غير از اين عكس چيز ديگه اي نصيب ما نشد. اولش خواستيم عكس رو بر داريم براي خودمون اما ترسيديم اونا بفهمند و ابرو ريزي بشه و منصرف شديم. اخيش دارم ميرسم به داستان سكسي خودم با الهام جون. خسته شدم از بس كه نوشتم. حامد كارش جوري بود كه بيشتر وقت ها سر كار بود. اون روزا يه كار براش پيش اومد كه مجبور شد يه 2 هفته اي از خونه دور بشه. خونه الهام نزديك بود به خونه ما. از اون جايي كه الهام برادرنداشت و كسي نبود شبها پيشش بخوابه داييم از من خواست شبها پيش الهام بخوابم. با اين درخواست داييم تو كونم عروسي شد و بزن و بكوب راه افتاد. تا اينكه شب موعود فرارسيد و من رفتم پيش زندايي بخوابم تا از چيزي نترسه اما حال ديگه بايد از كير راست شده ما مي ترسيد. اول فكر ميكردم حتما زن دايي يه جا واسه من پهن ميكنه توي يه اتاق هاي ديگه يا حد اقل با فاصله از هم مي خوابيم. اما وقت خواب كه شد با تعجب ديدم اتاق خواب خودشون را براي خواب به من نشون داد و تو اون اتاق فقط يه تخت خواب 2 نفره بود كه خدا ميدونه داييم چند بار روي اون تخت خواب با زن داييم حال كرده. تازه فهميدم كه زن داييم شب ها چقدر از اينكه تنهايي بخوابه مي ترسه و حتي اينقدر شب ها مي ترسه كه حاضره با من يه جا و روي يه تخت بخوابه و تازه فهميدم كه چرا داييم اينقدر سفارش مي كرد كه شب زود برم پيش زن دايي وشبها تنهاش نزارم. شنيده بودم زن ها شبها تنهايي مي ترسند يه جا باشند اما نه به اين شدت. راستي چرا زن ها اينقدر از تاريكي ميترسند؟به هر حال اين ترس زن دايي به نفع من تموم شد ومن حسابي شق كرده بودم از اينكه 2 هفته پيش زن دايي و روي يه تخت مي خوابيم و داشتم از خوش حالي بال در ميووردم . اصلا فكرشو نمي كردم بعد از 2-3 سال كه تو نخ الهام عزيزم بودم حالا اين جوري بهش رسيده باشم تا جايي كه بتونم پيشش اونم روي يك تخت با هم لا لا كنيم. اون شب زن داييم يه دامن بلند كه زيرش فكر كنم از اين شلوارهاي كشي و چسبون زنونه پوشيده بود با يه پيراهن تنش بود . موقع خواب من رفتم روي تخت دراز كشيدم . 5 دقيق بعد زن دايي اومد و اول برق را خاموش كرد به طوري كه اتاق تاريك تاريك شد وچيزي درست معلوم نبود . اما ديدم الهام داره دامنش رو از پاش درمياره. حسابي حول كرده بودم و سعي مي كردم زن دايي رو با شلوار ديد بزنم تا بتونم بهتر اون كون قلمبش را ببينم اما اتاق تاريك بود و چيزي معلوم نبود . . الهام كنار من روي تخت دراز كشيد. تو يكي دو سانتي من بود و بوي زن دايي الهام رو كنارم حس مي كردم. چند دفعه اي خواستم بپرم تو بغلش. اروم و قرار نداشتم. اما اون انگار نه انگار. ادامه دارد...

10 Comments:

At 1:57 PM, Blogger Martin said...

salam jaleb ast in sit sexi farsi zaban ham kar shomast
shad bashid
http://bendaz.blogspot.com/

 
At 11:49 AM, Blogger ehsan said...

salam. weblogetoon khaylee khafaneh.
Man ham yek linkbox daram ke har rooz
taghriban 4500 ta bazdid dareh:
http://www.ir3.veb.ir/linkbox
Bia hamkari konim ke websiteh 2ta moon bishtar
bazdid peyda koneh. Shoma lotfan linkboxeh
man har jayee rooyeh weblogeh khod
begozareed. ta 1 rooz baad az in keh
linkbox rooyeh weblogetoon eejad shod,
man 2ta akseh bozorgeh tablighati barayeh
websiteh shoma balayeh linkbox mizaram.
kodeh linkboxeh man tooyeh in page hast:
http://veb.ir/tools/linkbox/code.php?u=3645

Emaileh man hast uugghh@gmail.com.
Mer30. khodafez!

 
At 3:51 PM, Blogger comixking said...

دریافت آرشیو تمام داستان های سکسی فارسی موجود روی نت

در این تاپیک می خوام حاصل دسترنج زحماتمو که آرشیو 452 داستان سکسی فارسی تقدیم شما کنم. این مجموعه رو در قالب 21 فایل یک مگابایتی براتون قرار دادم . حجم فایل ها به این دلیل کم انتخاب شده که به راحتی بتونید اونا رو داونلود کنید.
در هر پست یک قسمت از آرشیو رو به همراه لیست داستان هایی که در اون فایل قرار داره براتون می ذارم.
امیدوارم از این مجموعه لذت ببرید.

لیست داستانها:

1. آپارتمان
2. اتفاق مفيد
3. آخرین روز دانشگاه و یه کس کردن توپ
4. آخوند هوس باز
5. آرش
6. آرش و مادرزن
7. ارشك و ماهرخ
8. از اين به بعد مال هميم
9. از خاطرات يك دوجنسه
10. آزاده و آرمان
11. اس ام اس با برکت
12. اشرف و بهنام
13. آشفتگی
14. افسانه
15. آقا محمد و مامانم
16. آقا معلم
17. اگه نکنی میکنن
18. الا ای شیخ جویای بکارت
19. الکس
20. الهام
21. الهام عجب چیزی بود
22. امان از بي پولی
23. امتحان زبان
24. امير و درنا
25. امير واكرم
26. امیر و من
27. آن شب
28. انتقام
29. انتقام سکس
30. آنجلينا
31. آنی و شراره
32. اولين سکس من
33. اولین تجربه سکس
34. اولین حال کردن پیره مرد
35. اولین خاطره سکسی من
36. اولین سکس امین
37. اولین سکس با شیرین
38. اولین سکس با هم دانشگاهی
39. اولین سکس من
40. اون شب چی شد عسل
41. اين آمپولو ميخواي يا اون يكي
42. بابك و آتنا
43. بازنده
44. باغ مظفر
45. بالاخره خاله جون رو کردیم
46. بدبخت شدن بچه ها توسط من
47. برا دفعه اول بد نبود
48. برادر شوهر
49. بعد از ظهر خفن
50. به خاطر پول
51. به همین سادگی
52. بهشت
53. بوتیک
54. بوسيدن سوراخ كون زهرا
55. پارتي هاي محمود
56. پرستو و پریسا
57. پریا
58. پریسا و مرضیه
59. پویا و سمیرا و مامانش
60. پيتزا همراه با سكس
61. پیام و مریم
62. پیرمرد و...اصلا هیچی
63. پیرمرد و شکارش
64. تارا از چت تا واقعیت
65. تب لحظه ديدار
66. تجاوز
67. تخت طلای شهرزاد
68. تصادفی
69. تعطیلات عید در سربازی
70. تعمیر کامپیوتر نازی
71. توهم واقعي
72. ثریا
73. جشن تولد
74. جنده
75. جيگراي خيابوني رو از دست نده
76. چادر ایرج میرزا
77. چجوری فرحناز تو دهنم گوزید.
78. چشم آبي بلوار سجاد
79. چه جوری ازدواج کردم
80. چهل پله
81. حرام زاده
82. حسین و مریم
83. حمام
84. حمام شيشه اي
85. حميد و فاطي
86. حميد و مهناز
87. حمید و اشکان
88. خاطرات دوستان
89. خاطرات یه زن جنده
90. خاطره
91. خاطره2
92. خاطره از رضا
93. خاطره اسماعیل
94. خاطره اي ازسکس من و دي جي اليگيتور
95. خاطره توپ هستی
96. خاطره جام جهانی 2006
97. خاطره علیرضا
98. خاطره مهرناز
99. خاطره ي يک روز جمعه ي با تو
100. خاطره یک مهاجر
101. خاله سوسن
102. خانم رئیس امضاء می کنی یا
103. خانم معلم
104. خانواده با كلاس
105. خانوم مهندس شی
106. ختنه
107. خر و کنیزک
108. خريد لباس
109. خشایار-لئودیناس و زنان زیباروی آتنی!!
110. خواهر
111. خواهر خوب
112. خواهر زن
113. خواهر زن و باجناق
114. خواهر و پسر همسايه
115. خواهرزن عزيزم
116. خود كشي ليلا
117. خونه مجردی
118. داروخانه
119. داستان امید
120. داستان جنگل
121. داستان خانم ناری
122. داستان شهرام
123. داستان فرهاد
124. داستان لیلا
125. داستان من و دائيم با دختر عموم
126. داستان من و طناز
127. داستان من و مهسا
128. داستان های داغ امیر
129. داستانهای شهین
130. دختر اصفهانی
131. دختر بابا
132. دختر حاج خانوم
133. دختر خاله با حال من
134. دختر دائی الهام
135. دختر دايي
136. دختر دایی2
137. دختر سرايدار
138. دختر عمه مرضيه نازم
139. دختر عمه نسرین
140. دختر عمو مرضيه
141. دختر فراری
142. دختر همسایه
143. دختر همسايه 2
144. درد و دل دختری با مادرش
145. درد و دل هستی خانم
146. درســـهاي زنــــدگي
147. دروغ های واقعی
148. دکتر جون
149. دکتر و مامانم
150. دماوند
151. دندان پزشكي
152. دنیای اویزونی
153. دو جيگر افغاني
154. دورگه
155. دوست
156. دوست پسر شراره و سوگل
157. دوست دختر اینترنتی
158. دوست دختر حجت
159. دوشب عالی
160. ديد زدن دزدکی
161. دیشب
162. رامین و دختر عمو
163. رامین و فائزه
164. راننده آژانس
165. رضا و خواهر زن
166. رضا یا صادق
167. رفت و من هنوز باورم نميشه
168. ره آورد نماشگاه کتاب تهران
169. زبان حال زليخا
170. زن عمو
171. زن عمو2
172. زن عموی حشری
173. زن همسایه
174. زهر حسرت
175. زهره
176. زورگیری مهسا جون
177. زير بازارچه
178. ژاله دختر همسایه
179. ژينا
180. ساده
181. ساده لوح
182. سارا زن دایی من
183. ساسان و الهه
184. سامان
185. سانیا
186. ستاره و سیامک
187. ستاره و مهدی
188. سحر
189. سحر بچه گیشا
190. سحر تپل
191. سحر منشی احسان
192. سحر و رئيسم
193. سر به راه
194. سرگذشت یک فاحشه
195. سرنوشت شوم
196. سعید و سعیده
197. سعید و مریلا
198. سفر کیش و مادر زن
199. سکس
200. سکس با اعظم
201. سکس با آیدا
202. سكس با بابام و خواهرم
203. سکس با بازیکن تیم ملی فوتبال
204. سکس با خاله و خواهر
205. سکس با دختر عمه
206. سكس با دختر عمو صحرا
207. سکس با زن آقای مدیر
208. سكس با زهرا
209. سكس با زهرا1
210. سکس با ساسان و بابک
211. سکس با فریده
212. سکس با منشی شرکت
213. سکس بازن همسايه
214. سکس برادرانه
215. سکس تو کلاس درس
216. سکس تو کوچه بنبست
217. سكس خانوادگي
218. سكس خودي
219. سکس در اتوبوس
220. سکس در دندان پزشكي
221. سکس در سرعین
222. سکس در شرکت
223. سکس در کیش
224. سکس سه نفره دکتر آرش
225. سکس غیرعلنی من و مامان
226. سكس كوچيك من و زن دوستم
227. سکس کیری
228. سکس گروهی شراره
229. سکس گروهی مریم
230. سکس گروهی و عشق قدیمی
231. سکس من
232. سكس من با دو تا دختر ناز
233. سکس من و پدرشوهرم
234. سکس و سکس و سکس
235. سگانه
236. سمیرا
237. سه بوم و یک هوا
238. سيمين
239. سينه ـ خوشبختی ـ تجاوز
240. سينه بند
241. سیستم من هنگ کرده
242. سیمین
243. سینا
244. شاگردهاي کلاس مامان
245. شاهین
246. شب زفاف
247. شب شراب
248. شبی در مطب
249. شراره و جنده خونه
250. شرح درس
251. شکست عشقی کیوان
252. شهناز و عمه جون
253. شوهر سرد
254. شيلا
255. شیدا
256. شیرین
257. شیما من و مانی
258. شیوا و پروانه
259. صابر و زن داداش
260. صاحب خونه مهربون
261. صبحانه
262. صدف
263. صلیب
264. عاشق آویزون
265. عجب جنده ای بود خدا جون
266. عجب چیزی بود
267. عروسی
268. عشق خدایی
269. عشق قدیمی
270. عشق مهتاب
271. عشق مهتاب2
272. عشق مهمتر از سکس
273. عطیه
274. علیرضا و ژینا
275. عماد و ساحل
276. عمه جون
277. غریزه
278. فاطی کماندو
279. فرزاد و آمنه
280. فرشاد و آذين
281. فرشاد و پريسا
282. فرشاد و طاهره
283. فرشاد و فاطمه
284. فرشاد و فيروزه
285. فرشاد و كيميا
286. فرشاد و ليلا
287. فرشاد و نگار
288. فرشاد واسپروزا
289. فرشاد وسپيده
290. فرشته
291. فرهاد و شيرين
292. فروغ
293. فريبا
294. فريد و عموم
295. فریبرز و خواهرش
296. فهيمه
297. قسمتی از زندگی من
298. قیمت
299. کاتارينا
300. کاش بازم مي کردمش
301. کاملیا
302. کامی
303. کامیار
304. کس پشمالو
305. کس پشمالوی عاطفه
306. کس دادن زنم به پسر همسایه
307. کل کل
308. کلاس خصوصی کامپیوتر
309. کلید خوشبختی
310. کمر من
311. کون به جای کس
312. کون دختر عمو
313. کوه به کوه نمیرسه اما
314. کیارش
315. کیر پیر و کس جوان
316. کینه
317. کیوان و مهماندار خارجی هواپیما
318. گاو عاشق
319. گروه ضربت
320. گريه يک مرد
321. گود بای پارتی پانته آ
322. لز من و خواهرم
323. لیست قیمت فروش شرکت خضراء
324. ماتادور
325. ماجراهاي آرش و رضا
326. ماجراهاي مسعود
327. ماجراهاي من و فيروزه
328. ماجراي آمپول زدن زن داي
329. ماجراي من و نگين
330. ماجرای اول سارا
331. ماجرای اولین حال کردنه من
332. ماجرای پرستارهای سرخس
333. ماجرای ساناز
334. ماجرای شمال
335. ماجرای عروسی
336. ماجرای فتانه
337. ماجرای من و ام البنی
338. ماجرای من و داود
339. ماجرای من و زن همسایه بغلی
340. ماجرای من و فاطی
341. ماجرای هومن و مشتری مغازه
342. ماجرای واقعی در استانبول
343. مادر زن
344. مادر و دختر گدا
345. مادرزن
346. مامان و باغبون
347. مامان و پسردایی
348. مامانم و پسر عمه ام
349. مانتوی چسبان منشی شرکت من
350. ماه عسل ايراني در دوبي
351. متخصص شبکه
352. متین و زن دایی
353. محسن و رامین و فرشته
354. محمد و عمه كتايون
355. محمد وحکيمه بيست تومنی
356. مدرسه جديد
357. مرجان
358. مرجان2
359. مرضیه
360. مریم
361. مریم و دو دوست حشری
362. مسافر
363. مسافر خوشگل اتوبوس
364. مسافرت
365. مسافرخونه
366. معرفت عشق نامردي خيانت
367. معصومه
368. معصومه يا شيوا
369. مگه چیزی میخوری
370. ملیحه و مادربورد کامپیوتر
371. من
372. من بچه مي خوام
373. من ژانت و سرهنگ
374. من گی هستم
375. من و آرزو
376. من و الهام
377. من و امیر
378. من و پريود خواهرم
379. من و پسر عمو و
380. من و تارا
381. من و جمال
382. من و خاله طاهره
383. من و خدمت مقدس سربازی
384. من و خواهر بهار
385. من و دختر همسایه
386. من و زن دایی
387. من و زن عمو
388. من و ساحل
389. من و سميرا
390. من و شيدا
391. من و علیرضا
392. من و مامانم و خاله ميترا
393. من و مجید
394. من و منشي شركت
395. من و نرگس
396. من وآتناودخترهمسايه
397. من ودختر همسایه و خیانت کردن به اون وگائیدن اون از همه لحاظ مادی و معنوی
398. منشی های پیره مرد
399. منو از کون میکنی
400. منو خالم
401. مهدي و حامد
402. مهدی و شیلا
403. مهران و شکیبا
404. مهرناز و نازی
405. مهسا دختر عمه ام
406. مهستی
407. مهمونی
408. مهناز
409. موسو و سنگ جادو
410. موسيقی شهوت
411. ميترا و آرش
412. ميهمان ناخوانده
413. می ناب و کس تپل
414. میترا و آرش
415. مینا خانم همسایه عزیز
416. نادر و دختران همسايه
417. نازی
418. نامردی
419. نامزد بابک
420. ندا
421. ندا جنده محل
422. نرگس
423. نرگس2
424. نغمه و برادرش
425. نفیسه
426. نگار و بابک
427. نوار بهداشتی خواهرم
428. نیستم ملا ولی بی دین نیم
429. نیلوفر
430. نیلوفر دختر عاشق پسر عموش ایرج و فرار و زندگی جدید
431. نیما در اصفهان
432. نیوشا
433. همایون
434. همجنس بازان کنگان
435. همجنس بازی در سبزوار
436. همجنس بازی هستی خانم
437. همجنسبازی من و ساناز
438. همخونه منا
439. همسایه جدید
440. هنوز در سفرم
441. واقعی ترین سکس کیوان
442. وحشی
443. وحید
444. یک اتفاق خوب
445. یک روز بارانی
446. یک شب با سامی
447. یک شب بارانی
448. یکهو از وسط آسمون افتاد
449. یه خاطره دیگه از رضا
450. یه خاطره دیگه از نیوشا
451. یه خاطره دیگه از هستی خانم
452. یه ماجرای دیگه با زن عمو



http://rapidshare.com/files/171588210/part1.rar
http://rapidshare.com/files/171588515/Part2.rar
http://rapidshare.com/files/171588836/Part3.rar
http://rapidshare.com/files/171589126/Part4.rar
http://rapidshare.com/files/171589452/Part5.rar
http://rapidshare.com/files/171589774/part6.rar
http://rapidshare.com/files/171590035/part7.rar
http://rapidshare.com/files/171590498/part8.rar
http://rapidshare.com/files/171590891/part9.rar
http://rapidshare.com/files/171591209/part10.rar
http://rapidshare.com/files/171591549/part11.rar
http://rapidshare.com/files/171591924/part12.rar
http://rapidshare.com/files/171592312/part13.rar
http://rapidshare.com/files/171592703/part14.rar
http://rapidshare.com/files/171593065/part15.rar
http://rapidshare.com/files/171593363/part16.rar
http://rapidshare.com/files/171593635/part17.rar
http://rapidshare.com/files/171594232/part18.rar
http://rapidshare.com/files/171594728/part18.rar
http://rapidshare.com/files/171594836/part19.rar
http://rapidshare.com/files/171594913/part20.rar
http://rapidshare.com/files/171595005/part21.rar

 
At 7:11 PM, Blogger nastaran said...

Site manam bebinid por az filme sexi sexi sexi sexi sexi sexisexi sexi sexisexi sexi sexisexi sexi sexisexi sexi sexisexi sexi sexisexi sexi sexisexi sexi sexisexi sexi sexisexi sexi sexisexi sexi sexisexi sexi sexisexi sexi sexisexi sexi sexisexi sexi sexisexi sexi sexisexi sexi sexisexi sexi sexisexi sexi sexisexi sexi sexisexi sexi sexisexi sexi sexisexi sexi sexi

 
At 12:21 PM, Blogger happy said...

www.3box.ir

نسخه جدید پیشرفته ترین سیستم لینك باكس

آمار بازدید دیروز(88/8/5) : 84.660 بازدید

سیستم افزایش آمار تری باکس به گونه ای هوشمند طراحی شده که قادر است سایت / وبلاگ شمارا در معرض نمایش هزاران کاربر و وبمستر آنلاین بگذارد

شما می توانید به ازای هر سایت / وبلاگ خود یک لینک رایگان ثبت نمایید

با استفاده از این سیستم ، رتبه شما در موتور های جستجو افزایش پیدا می کند

با هر بار نمایش لینک باکس توسط وب شما ، لینک شما به صورت کاملا خودکار بروز رسانی می شود

بروزرسانی هوشمند: از مزیت های قابل توجه این سیستم ، بروز رسانی خودکار لینک هاست بدین صورت که به ازای هر بار نمایش لینک باکس توسط وب شما ، لینک شما به بالاترین بخش از لینک ها منتقل گشته و در تمامی سایتها یی که لینک باکس را در وبشان قرار داده اند نمایش داده می شود

مقابله هوشمند با تخلفات : سیستم به گونه ای طراحی و ساخته شده است که بلافاصله پس از برداشتن لینک از وب کاربر لینک را به بخش لینک های غیر فعال منتقل کرده و کاربر باید مجددا برای نمایش لینک خود کد لینک باکس را در وب خود قرار دهد

با هر بازدید کننده ای که وارد سایت/وبلاگ شما میشود لینک شما به اول لیست انتقال پیدا میکند

بطور مثال اگر بازدید کننده سایت / وبلاگ شما در روز 1000 بازدید باشد = 1000 بار به اول لیست منتقل می شوید


عدالت در این سیستم کاملا رعایت شده و حق به حق دار ...

با ثبت هرلینک یک کد اختصاصی برای لینک ثبت شده تولید میشود

پس ازقرار دادن کد در وب سایت خود با اولین کلیک لینک شما بصورت خودکارفعال میشود

درصورت حذف لینک باکس لینک شما بصورت خودکار بعد ازکم شدن اعتبار غیر فعال میشود

توجه داشته باشید كه شرط باقی ماندن لینك شما در لینك باكس ، وجود همیشگی لینك باكس در سایت یا وبلاک شماست

این موضوع باعث جلوگیری از تضییع حق وبمسترهایی كه كد لینك باكس را در وب خود قرار داده اند ، میشود

ابتدا لینك خود را ثبت كنید و سپس كد لینك باكس مربوط به
خود را دریافت كنید.

www.3box.ir

 
At 2:29 AM, Blogger farzad said...

سلام من پزشک هستم 32 ساله از مشهد . اگه خانمی دوست داره یه سکس کاملا علمی و باحال با من داشته باشه که حسابی حالشو ببره در خدمتم drahmadavaz@yahoo.com

 
At 10:54 AM, Blogger اسلام said...

http://colorgod1.blogsky.com/
منتظرم عزیزم

 
At 2:34 AM, Blogger داستان های مامانی said...

داستان ها و عکس های سکسی
پستون لیلا حاتمی
در وبلاگ زیر می توانید ببنید.
http://momsstorysex.blogspot.com

 
At 5:47 AM, Blogger Dex Banner said...

Good writing and even a decent writer you are...great blog!

 
At 3:22 AM, Blogger سراج صدیقی سند بهرام said...

سلام ساجد هستم. میخواهم با خانمی درد دل کنم09335453712

 

Post a Comment

<< Home