stresex :::: زیبا ترین داستانهای سکسی از زبان شما ::::

AZ SHOMA DOSTAN GERAMI TAGHAZA MISHAVAD AGAR DASTANE JAZABI DARID BE EMAIL MAN IRAN_AZAD_M@YAHOO.COM BEFERESTID TA DAR INJA BA ESME KHODETAN BE NAMAYESH BEGZARIM ::::: dar nahayat az dooste azizam Mehrzad_p2000 nahayat tashakoor roo daram :::::

Monday, August 07, 2006

خاطرات یه زن جنده (1)

داشتم توي پارك قدم ميزدم كه يكدفه يك زن چادري جلوم سبز شد شروع كرد سر صحبت را با من باز كردن اول فكر كردم از اين خواهر محجبهاست كه براي امر به معروف ميخواد با من صحبت بكنه و از آرايش غليظ و لباساي تن نماي من ايراد بگيره بعد ديدم برعكس شد ازم پرسيد كه اهل حال هستم و دوست دارم امشبو خوش بگذروني؟من پرسيدم منظورش چيه؟ گفت كه من واسيه يك مرد پولدار كار ميكنم و اون منو فرستاده تا امشب براش يك زن خوشگل جور بكنم بهش گفتم خوب اين آقا چقدر پول ميده؟گفتش اون مسئله اي نيست من قبول كردم توي راه كه داشتيم ميرفتيم ميگفت كه اون ساك زدن رو خيلي دوست داره و به كون گذاشتن هم خيلي علاقه داره تو كه مشكلي نداري؟من گفتم نه من هم بهش كون ميدم هم براش ساك ميزنم... وقتي رسيديم منو به طرف اتاق خواب برد اونجا به من گفت كه لخت بشم من لباسامو دراوردماون يكدونه شلوارك استرچ قرمز رنگ همراه با بلوزش داد وقتي بلوز وشلوارك رو پوشيدم ديدم وسط شلوارك وخشتكش كاملا با قيچي باز شده و قشنگ كس و كونم باز و معلوم بود بلوزش هم دور تا دور پستوناش قيچي شده بود طوري كه دوتا پستونام بيرون افتاده بودبه من گفت منتظر باشم من روي تخت نستم و به كسم كه خيلي هوس انگيز از شلوارك بيرون افتاده بود نگاه كردم بعد بلند شدم و جلو آينه رفتم و پشتمو به آينه كردم لنبرهاي كونم به صورت شهوت انگيزي بيرون افتاده بودن در همين بين در باز شد و و مرد سبيل كلفت و ريش و پشم داري همراه زن چادريه داخل شدن اول يك خرده دست و پامو گم كردم ولي مرده خيلي زود جلو اومد و با من گرم گرفت و گفت عجب بدني عجب هيكلي نرجس خاله امشب عجب تيكه اي جور كردي!و رو به من كرد و گفت اين نرجس خاله ما تخصصش زنهاي تپلي و چاق و قد بلنده مي دوني چون من از كون تپل وچاق دوست دارم حالا بيا جلو ظاهرت كه خيلي خوبه ببينم باطنت چطوريه؟جلو تر كه رفتم بلافاصله يك دستشو تو كونم كرد و با دست ديگش پستونامو ميماليد صورتشو به من نزديك كرد و با اون ريش و پشمش شروع به لب گرفتن از من كرد ريشهاش مثل سوزن تو پوست صورتم فرو ميرفت زبونشو تو دهنم كرد بهش گفتم ريشت اذيتم ميكنه گفت تازه كجاشو ديدي اگه پشمهاي كيرمو به صورتت بمالم لابد ناله ميكني مگه خاله نرجس بهت نگفته ها؟يكدفعه زنه جلو اومد و گفت چرا حاج آقا باهش طي كردم ...چادرش رو كه كنار زد قيافيه كريه و پيرش نمايان شد مثل پير زنهاي جادوگر بود ...مرده رو به من كرد و گفت پس ديگه چي؟ من گفتم اون به من گفت پول هم مسئله اي نيست ...مرد خندهاي كردو دندونهاي سياهش نمايان شد گفت براي اون راست گفته ويك تراول از جيبش دراورد و روي ميز گذاشت و گفت خب ديگه چي؟ من گفتم هيچي مشكل حل شد!!!دوباره لبخند زد و گفت خاله نرجس برو اون كاسه يخ و اون منقل ترياك منو بيار!...به طرف من اومد و شلوارش رو دراورد و كير سياه و بد ريختش بيرون افتاد گفت قبل از اينكه ساك بزني بزار يك لب ديگه ازت بگيرم دلم ميخواد زبونتو تو دهنم بكني شروع به ماليدن ريشهاش به صورتم كرد زبونمو كه تو دهنش كردم تلخ شد و مزه ترياك ميداد دندونهاي سياهشو تو تنم فرو ميكرد و منو گاز ميگرفت دستشو تو موهام كرد و سرمو به طرف پايين خم كرد و به كيرش نزديك كرد فكر كنم در تمام عمرش پشمهاي كيرشو نزده بود حسابي بلند بودن و بوي تعفن ميدادن كيرش هم عين قير سياه بود به زور تو دهنم كرد و وقتي داشتم ميمكيدمش تفي روي دستش انداخت و شروع به ماليدن به در كونم كرد انگشتهاشو تك تك تو سوراخ كونم كرد بعد دوتا دوتا دست آخر هم چهارتا انگشتشو با هم تو كونم كرد خواستم چيزي بگم كه با دستش سرمو به كيرش فشار داد كيرش شروع به بلند شدن كرد و هرچي ساك ميزدم بلند تر ميشد طوري كه لپهام حسابي باد كرده بودگفت امشب جوري جرت بدم كه گشاد گشاد راه بري در همين موقع در باز شد وپيره زنه با منقل و ظرف يخ وارد شد مرد گفت پشماش هم بخور بعد با زور خايه و پشماشو تو دهنم كرد داشت حالم بهم ميخورد و به سرفه افتادم كيرشو از دهنم بيرون آورد و تو ظرف يخ فرو كرد به من گفت كه برم روي تخت و قنبل بكنم رفتم و به حالت سجده قنبل كردم اومد پشت من و سر كيرشو دم سوراخ كونم گذاشت و با دست كلاهك كيرشو تو كونمم برد و با يك زور تا خايه توكونم كرد بلافاصله بيرون كشيد طوري كه فقط سر كيرش تو كونم بود چند لحظه نگه داشتو بعد دوباره محكم فرو كرد در همين موقع پير زنه كه داشت نگاهمون ميكرد گوز پر صدايي دادمن بهش گفتم كثافت من داره همچين چيزي تو كونم ميره تو گوزشو ميدي؟اومد جلو و سيلي محكمي به صورتم زد و گفت جنده مواظب حرف زدنت باش مرده هم چنتا محكم با كف دست به در كونم زد و گفت كونتو كه دارم پاره ميكنم اگه مواظب نباشي خودتم از وسط دو شقه ميكنم من گفتم باشه غلط كردم!!مرد به تلنبه زدنش ادامه داد و پيرزنه هم براش ترياك درست كرد مرد كيرشو بيرون كشيد و تو ظرف يخ گذاشت و شروع به ترياك كشيدن كرد و دوباره كيرشو تو كونم كردچند بار اين كارو تكرار كرد من ديگه از درد بيحال شده بودم گفت طاقباز بخواب ميخوام كستو بگام! پاهم خواب رفته بود دراز كشيدم و اون هم روم خوبيد و كيرشو تو كسم كرد همين جور كه داشتم كس ميدادم پيرزنه جلو اومد و گفت حاج آقا هر موقع موقعش شد بگين!!مرده گفت فعلا كه داره شديدا كس ميده و تاوون خوب پس ميده يكدفعه كيرشو بيرون كشيد و گفت موقشه! پيرزنه كير مردرو تو دهنش كرد و تمام آب كيرشو تو دهنش ريخت بعد آب دهنشو تو صورت من تف كرد...فرستنده: یه جنده خیابونی
--------

0 Comments:

Post a Comment

<< Home