stresex :::: زیبا ترین داستانهای سکسی از زبان شما ::::

AZ SHOMA DOSTAN GERAMI TAGHAZA MISHAVAD AGAR DASTANE JAZABI DARID BE EMAIL MAN IRAN_AZAD_M@YAHOO.COM BEFERESTID TA DAR INJA BA ESME KHODETAN BE NAMAYESH BEGZARIM ::::: dar nahayat az dooste azizam Mehrzad_p2000 nahayat tashakoor roo daram :::::

Tuesday, July 25, 2006

من و مجید
ماجرایی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط می شه به پسری به نام مجید که تقریبا اکثر همجنسبازیهای من با اون بود. من مجید رو چند روزی بود که می‌دیدم تو محل میاد و میره. سبزه بود اما از اون سبزه‌های با نمک. آمارش را از بچه‌های محل که گرفتم گفتن تازه اومدن به این محل و خانه سیداحمد مستاجر هستند و پرونده زیاد جالبی نداره. من هم از خدا خواسته رفتم تو فکرش و شروع کردم به کشیدن نقشه. رفتم تو نخش که ببینم از چه راهی میشه بهش نفوذ کرد. فهمیدم عاشق فوتبال و بدنسازیه. رفتم اون باشگاهی که اون ورزش می‌کرد اسم نوشتم و یواش یواش از طریق باشگاه و گل کوچک تو کوچه بهش نزدیک شدم و اعتمادش را به خودم جلب کردم. ذره ذره تماس بدنی خودم را با اون بیشتر میکردم و اون هم انگار که بدش نمی‌اومد. بعد از تقریبا یک ماه و نیم دیدم دیگه وقتشه که قسمت اصلی نقشه را پیاده کنم. یه روز ساعت 4 بعد از ظهرکه داشتیم از باشگاه بر می‌گشتیم مقدمات کار را حاضرکردم و (یعنی یه تیغ و یه کرم و یه شیشه کوچک روغن زیتون گذاشتم تو ساک ورزشیم) و بهش گفتم: مجید هوا خیلی گرمه ما هم که از باشگاه برمی‌گردیم و تنمون عرق داره! تونمیری الان یه دوش آب سرد و یه ماساز مشتی حال میده پایه هستی بریم حمام سر کوچه یه دوش بگیریم؟ دیدم داره من‌من میکنه و میگه خانه نمیدونن و منتظرم هستن و از این چرت و پرتها که دستش را گرفتم کشیدم دنبال خودمو گفتم: بابا اینجا همه سر و دست میشکنن که من ماساژشون بدم تو عشوه میای؟ خلاصه از اون نه و از ما آره. بردمش تو حمام و از شانس خوب ما یکی از حمامهای نمره خالی بود که ماهم فوری چپیدیم توش. خیلی عادی لخت شدیم رفتیم زیر دوش. مجید شروع کرد به دوش گرفتن و صابون زدن منهم تو کف بدنش بودم. با این که یه خورده سبزه بود ولی بدن خوشتراش و عضله‌ئی داشت سینه‌هاش به خاطر پرس سینه‌هایی که میزد مثل سینه های یه دختر 16یا 17 ساله قلمبه شده بود و نوکش برجسته شده بود. کمر نسبتا باریک و رو فرمی داشت که وقتی به کونش میرسید مثل یه طاقچه ورقلمبیده و برجسته می‌شد لمبرهای کونش به طور خیلی موزون و تراش خورده‌ای گرد و به هم چسبیده بود. خیلی دوست داشتم اون کون مخملی را به هم بمالم و یه گاز مشتی ازش بگیرم. چشمم به پاهاش افتاد که رانهاش از بزرگی به هم میساییدن. دیگه کیرم داشت میرفت تو کون خودم که دوش گرفتنش تمام شد و اومد پیشم و گفت: تو دوش نمیگیری؟ گقتم: اول تو را ماساژ میدم بعد یه دوش میگیرم. گفت: باشه. و خوابید. دیگه داشتم با دیدن اون صحنه دیوانه می‌شدم پریدم شیشه روغن زیتون راازتو ساکم آوردم و یه ذره ریختم رو تنش و شروع کردم به مالیدن. با هر مالش جنون حشرم بیشتر می‌شد. یواش یواش اومدم پایین تا رسیدم به گودی بالای کونش مانده بودم چطور شرتش را بکشم پایین. دیگه دل را به دریا زدم ودستم را بردم طرف شرتش ویواش کشیدمش پایین با تعجب دیدم کونش را آروم بلند کرد تا من راحتتر کارم را بکنم. فهمیدم ok را داده و من هم از خدا خواسته مرحله اصلی را شروع کردم. اول برش گردوندم به طرف خودم تا برم تو کار سر و سینه‌اش که از تعجب دهنم باز موند. دست بردم طرف سینه هاش و شروع کردم به مالیدنشون. عجب سینه های توپی داشت. سفت و برجسته. یهو حمله کردم به سینه‌هاش و دیوانه‌وار اونها را خوردم. خیلی خوشش اومده بود چون سرم را گرفته بود و محکم فشار میداد رو سینه‌اش. یواش یواش شروع کردم به لیسیدن بدنش و اومدم پایین تا رسیدم به کیرش. سفت و سخت مثل باتوم بود. فکر کنم طولش 25 الی30 سانتی میشد. خیلی خوش فرم قشنگ بود مخصوصا کلاهک کیرش که به طرز جالبی گرد و مدور بود. با این که موهاش را نزده بود ولی همونجوری هم خوردنی بود. سر کیرش را کردم تو دهنم و آرام شروع کردم به مکیدن واااااااای چه حالی می‌داد موهام را گرفته بود و کیرش را تو دهنم عقب و جلو می‌کرد. بعد از چند لحظه دیدم کیرش بد جوری داره سفت میشه. فهمیدم آبش داره میاد. زود کیرش را از دهنم کشیدم بیرون و کلاهک کیرش را محکم گرفتم تا آبش نیاد. با ناراحتی گفت: پس چرا اینجوری کردی؟ گفتم: به این زودی نباید آبت بیاد. گفت: یعنی چی؟ گفتم: چیزی نگو و فقط حال کن. بعد پریدم تیغ را آوردم و در همان حالتی که به رو خوابیده بود پاهاش رو بلند کردم وشروع کردم به تراشیدن موهای کونش هرچی بیشتر میزدم قشنگتر میشد. تیغ زدن که تمام شد شیشه روغن را برداشتم و برشگردوندم. شروع کردم به چرب کردن کونش مثل دنبه زیر دستام میلرزید. آروم رفتم سراغ سوراخ کونش. با این که چند باری کون داده بود اما سوراخ کون جمع و جور و باحالی داشت. آرام انگشت اشاره‌ام را کردم تو سوراخش تکانی خورد و آهی کشید. مقعدش را سفت کرد. چند ضربه به لمبرش زدم تا سوراخ کونش را شل کرد. به نوبت انگشتام را اضافه کردم تا رسید به 3 انگشت که دیگه آه و اوهش در آمد. دستش را دراز کرد و کیرم را گرفت و آرام مالید در سوراخ کونش. فهمیدم دیگه تشنه کیره، پس معطلش نکردم و آوردمش دم سکوی حمام. دستاش را گذاشتم لب سکو و پاهاش را ازهم باز کردم. کله کیرم را گذاشتم دم سوراخش و یواش فشار دادم تو. آهی از سر شهوت و درد کشید. تا زور داشتم کیرم رافشار دادم تو و از جلو کیرش را گرفتم آروم شروع کردم براش جلق زدن. مثل یه دختر حشری شده بود و حال خودش را نمیفهمد. مدام میگفت: فدای کیر کلفت و خوشگلت بشم. بکن، بکن، منو بکن، منو بگا، سوراخ کونم را پاره کن، فشار بده، کیر تو بیشتر فشار بده تو سوراخ کونم، آخ جون خایه هاتم بکن تو، سوراخم کیر می خواد، کیر کلفت میخوام...... من که اختیار از دستم در رفته بود از یه طرف پمپ زدنم را تند کرده بودم و از طرف دیگه جلق زدن برای اون را. ناگهان دستاش را از عقب برگردوند و لمبرهای کونمو گرفت و ناخنهاش را چنان کرد تو لمبرهام که از درد مثل فنر پرت شدم جلو و کیرم چنان تو سوراخ کونش فرو رفت که غده پروستاتش را با سر کیرم حس کردم. با این حرکت آب کیرش مثل آب یه شیر 6 اینچ پاشید بیرون و شل شد. به دنبال این حرکت حس کردم آب من هم داره میاد. پمپ زدنم را تندتر کردم....تندتر....تندتر....یهو شل شدم تمام عضلاتم کرخت شد و از حال رفتم. چشام را که باز کردم دیدم وسط حمام ولو شدم و مجید هم کیر و خایه هام رو با هم کرده تو دهنش و آب کیرم هم داره از لب ولوچه‌اش میریزه. با کمک مجید بلند شدم. کمی از هم لب گرفتیم و از حمام اومدیم بیرون. هنوز تو ابرا سیر میکردم. چه حالی داد این کون.

0 Comments:

Post a Comment

<< Home